خانه / سکوت بره ها (شعر نو)

سکوت بره ها (شعر نو)

من از هر ریسمانی می هراسم
خواه پاکی را به دامن بغچه دارد
یا که همچون شب
میان ظلمت ابهام هایش تیره باشد
من گمانم بره ای تنها میان گله گرگان صحرایم
لب و دندان و چشمانی حریصانه
ز هر سو، سوی من عشقانه می نالد
صدای زوزه، جیغ، شاید صدای عشق!
من ار هر بی سکوتی می هراسم
گاه می بینم به خوابم لحظه ای را گرگ هستم!
ناگهان از حرص گرگی می پرم از جای
من بره ام...
یک بره پاک و سپید و آه بی دندان!
خدایا حفره ای!
یک جای امنی!
عزلتی!
تنهایی بی هرکسی!
ای خدا من بره ام!
این بره بودن را هزاران بار بیشتر دوست می دارم
نمی خواهم که باشم گرگ!
من از دندان چه بیزارم!
خدایا بره هایت را تو چوپان باش
این گله ندارد جز سگان هار!!!

درباره pnn

حتما ببینید

از نبودن های آقایت چه می دانی؟ (20)

می دانی چرا نیست

نقش تو چیست

?


ولایت طاغوت در کجاها حاکم می‌شود؟ در جمعی که افرادش به همدیگر کاری ندارند و بی‌تفاوتند؛ امام صادق(ع) می‌فرماید: مانند چهارپایانی نباشید که در یک چراگاه زندگی می‌کنند و کاری با هم ندارند، هر دفعه صاحب چراگاه یکی از این چهارپایان را به کشتارگاه می‌برد و ذبح می‌کند، و بقیه هم بی‌تفاوت هستند.