خانه / کوتاهی فکری!

کوتاهی فکری!

میگن قراره طلاق از شناسنامه ی خانوما حذف بشه! البته بشرط بکارت!!!

 

این کار چه ضرورتی داره بنظر شما؟

 

یادمه اون روزی که داشت در مورد پسره باهام حرف میزد، گفت:

"فقط یه مشکلی داره! البته مشکل که نه؛ یعنی یه بار قبلا عقد کرده"

بعد سریع ادامه داد:

" البته شناسنامه شو عوض کرده هاااا"!!!!!!!

 

راستش همینجا یه علامت سوال برام ایجاد شد و بفهمی نفهمی یه امتیاز منفی واسه اون بنده خدا! آقا داماد (!)

 

چرا فکر کرد این مساله انقدر باید برای من مهم باشه؟! یا واسه ی هر دختر دیگه ای! نه که واسه هیچ دختری مهم نباشه ها! خودم میدونم بعضیا یا در واقع خیلی ها به این مسائل اهمیت میدن... ولی من کاری با "همه" ندارم... با اون یه نفری که قراره تو زندگیم باهاش طرف باشم کار دارم!

و من همیشه فکر کردم (یعنی سعی کردم فکر کنم!) که ما کاری رو برای خوشایند آدمهای دیگه نباید انجام بدیم... باید کاری رو که بنظرمون درسته انجام بدیم...

پس با این تصور همین اول کار یه امتیاز منفی برای آقای داماد (!) در نظر گرفتم! (چون دلیل این کار حتی اگه اعتقاد شخصی خودش هم نباشه و برای خوشایند همسر آینده ش باشه، باز هم یه جای کار میلنگه! باورهای خودش! صد البته از نظر من! که قطعا نظر من فتوای مرجع تقلید نیست!!!) 

و باز در ادامه گفت: "البته فقط عقد بودنااا"!!!

این یعنی چی؟!

یعنی خیالت راحت! طرف آفتاب مهتاب ندیده ست!!!

هرچند که فورا جواب دادم: "این چه حرفیه! من اگه طرفم یه بچه م داشته باشه واسم مهم نیست! مسائل خیلی مهمتری هست که باید به اونها فکر کرد" ولی اینجا دومین امتیاز منفی تقدیمش شد!

چرا باید فکر می کرد این مساله برای من مهمه؟! یعنی من انقدر .......؟!

بعدشم اینکه واقعا رابطه ی دوران عقد دلیلی بر آفتاب مهتاب ندیده بودن کسی نیست که انقدر تاکید بشه "فقط عقد بودن!"... چه بسا آدمهایی که بدون عقد هم تا خیلی جاها رفتن و برگشتن! 

چه اهمیتی داره مرد یا زنی قبلا زن یا مردی رو برهنه دیده باشه یا خیر؟! واقعا ته ذهن ما همین جسمانیته؟! مهم نیست دلیل این برهنگی چی بوده؟! یا هدف از دیدن چی بوده؟ یا........ 

واقعا ما تو ازدواجمون دنبال جنس آکیم؟!!!

پس اینا حرف حساب نیست... بیشتر بچه بازیه و از نظر من نشان دهنده ی سطح پایین فکر طرف مقابل! که سعی میکنه اینجوری آپشناشو بالا ببره!!!

 

ببینین چقدر راحت همون اول کار میشه رد کرد گزینه هارو! :)

 

بیش از ۱۰ سال پیش وقتی ماجرای ازدواجشون رو براش تعریف می کردم، با تعجب چشماشو باز کرد که: "خانواده تون مخالفت نکردن باهاش ازدواج کنه؟؟؟"

گفتم:  "چرا مخالف باشن؟ مگه خانومی که قبلا دوبار ازدواج کرده، دیگه حق زندگی نداره؟!"

و حالا این مدل حرفهاش منو یاد اون روز انداخت!

بماند که کمی بعدتر دلیل تعجبش رو فهمیدم: برادرش دختری از آشنایانشون رو دوست داشت که بعد دختره ازدواج کرد و بعد متارکه... برادرش خواست باهاش ازدواج کنه ولی خانواده ش اجازآشنایانشوچون دختری که متارکه کرده باشه رو در شان پسر آفتاب مهتاب ندیده شون نمیدیدن! دقت کنین که من دارم از یه خانواده ی کاملا فرهنگی و ظاهرا به روز حرف میزنم... خانواده ای که همه از دم استاد دانشگاه و مدیر فلان جا و بهمان جا هستن!

 

چقد حرف زدم! رفته بودم تو فکر... هی نوشتم :)

درباره pnn

حتما ببینید

دادگاهی در روسیه زمینِ مسجد مسلمانان را مصادره کرد

حوزه/ پس از آغاز به کار ساخت مسجد جامع یکاترینبورگ، دولت محلی مدعی شد زمین این مسجد جزء اموال دولت است تصمیم به فروش این قطعه زمین گرفت و از سازمان مذهبی "نور- عثمان" خواست که این زمین را تخلیه کند.